درد بی درمان
مثل گیسویی که باد آن را پریشان میکند
هر دلی را روزگاری عشق ویران میکند
ناگهان میآید و در سینه میلرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان میکند
با من از این هم دلت بیاعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان میکند؟
مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرتکِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان میکند
اشک میفهمد غم افتادهای مثل مرا
چشم تو از این خیانتها فراوان میکند
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بیدرمانشان را مرگ درمان میکند

پرتو های خطرناک
حال و حوصله کارای اداری رو ندارم..............
خوب بحث اصلی ک میخواستم براتون بگم...درمورد شیمی سال دوم دبیرستانه فصل اول....که داداش رضا کشمشی هم علاقه شدیدی ب پرتو بتا داره!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما رادرفورد چه کارا کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد تامسون رادرفورد وارد عمل شد و کارای زیادی کرد.
رادرفورد در سال 1904 نخستین کتاب خود به نام فعالیت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسیک نوشته شده در آن زمینه شناخته می شود را منتشر کرد و به سرعت دست به کار تدوین نظریه های تازه در باره ساختار اتم شد
تابش های هسته ای به طور كلی به سه دسته ی پرتوهای آلفا، بتا و گاما تقسیم می گردند. هر ماده ی رادیواكتیو پرتوهای مشخصی را گسیل می كند، به طور مثال: هسته اتم های رادیوكربن و رادیو استرانسیوم پرتو بتا گسیل می كنند، هسته های رادیوكبالت پرتوی بتا و پرتوی گاما تشعشع می كنند و هسته های رادیوم و اورانیوم پرتو آلفا و پرتوی گاما گسیل می كنند، بنابر این می توان نتیجه گرفت كه هر ماده ای قابلیت پرتوزایی ندارد و موادی كه قابلیت پرتوزایی دارند، از بین پرتوهای آلفا، بتا و گاما فقط تعداد خاص و مشخصی را گسیل می كنند و همانطور كه در مثال های گذشته اشاره شد، به طور مثال، هسته های رادیوكبالت پرتوهای بتا ساطع می كنند و این هسته ها قابلیت صادركردن پرتوهای آلفا و گاما را ندارند و در گسیل تابش های هسته ای محدود می باشند.
درضمن داداش رضا این پرتو گاما خیلی خیلی خطرناکه هاااااااااا سعی کن دوروبرش نری ولی پرتو بتا ک طبق گفته های عمو رادرفورد نسبت ب هر دوتای پرتوهای دیگه خوبه.(نه افراط و نه تفریط)
death
نه به آن شیرینی آمدنتان
ونه به آن تلخی رفتنتان
شگفت
سلام دوستای خوبم
خیلی حرف تو دلم دارم که باید بزنم اما شرایط طوری یه که اصلا نمیتونم یک کلمه هم بگم ولی بهشون اشاره میکنم اول اینکه میخواستم درمود مدرسمون ی چیزای بهتون بگم ک اگه بشنوید شاخ درمیارید بعدشم میخواستم در مورد یه شخصی چیزایی بهتون بگم ولی حیف که نمیشه.
****************************
کـفـر نـمـیگــویـم...
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است .
تنهایی
این وبلاگ رو راه انداختم تا تنها نباشم ولی بازم تنهام گذاشتن...
*****************************
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است،
مثل تنها مردن !
«دکتر علی شریعتی»
سکوت
سکوت چه واژه ی غریبی ست و چه زیبا می نماید اکنون.
سکوت یعنی چه؟ سکوت فریادی ست که خفه کرده باشندش...یا نوایی ست که در بی زمان ثانیه ها می نوازند؟
سکوت چیست؟
سکوت غریوی نابهنگام است که از وجودی سرکوب شده می تراود به بیرون؟ یا که لبخندی تصتعی ست؟ یا قطره اشکی که از چشمان کودکی وامانده می گریزد؟
سکوت صدای بی صدایی ست یا حنجره ی پاره شده ی فریاد؟
سکوت آرامشِ پس از خندیدن است یا سوگِ پس از گریه کردن؟
سکوت مکث یک قاضی برای حکم کردن است؟ یا درماندگی یک بی گناه برای محکوم شدن؟
کدامین را سکوت نامیم؟
سکوت...بی صدایی....بی هیچ حنجره ای


من چیستم؟